خشکسالی میتواند باعث عدم توازن در میزان آب و در نتیجهٔ آن کمبود آب، نابودی گیاهان، کم شدن شدت جریان آب (برای نیروگاههای برقآبی)، کاهش عمق آبهای سطحی و خاک مرطوب میشود. این اتفاق زمانی رخ میدهد که تبخیر سطحی و تبخیر آب از گیاهان از حد معمول در مدت معین بیشتر شود. خشکسالی جدیترین معضل فیزیکی برای کشاورزی در همه جای دنیا است. برای مقابله با این پدیده بارور کردن ابرها میتواند (نه الزاماً) روشی مؤثر ولی کوتاهمدت است.
مجموعهای از تحقیقات بینالمللی که در اواخر دههٔ ۵۰ خورشیدی صورت گرفت، حاکی از آن بود که بیش از ۱۵۰ تعریف متفاوت از خشکسالی در نوشتههای مختلف علمی مطرح شده و به چاپ رسیدهاست. کثرت این تعاریف بازتابی از تنوع و گسترهٔ وسیع این مقوله است که نشاندهندهٔ آن است که این تعاریف بر حسب نیاز در نواحی مختلف و رهیافتهای متعدد به این پدیده در رشتههای علمی گوناگون، شکل گرفتهاست. دونالد ویلهایت، اقلیمشناس و مایکل گلانتز، دانشمند علوم اتمسفر طی تحقیق جامعی که در مقالهای با عنوان «درک پدیدهٔ خشکسالی: نقش تعاریف» به چاپ رساندند، این تعاریف متعدد را بر مبنای چهار رهیافت بنیادین برای سنجش پدیدهٔ خشکسالی طبقهبندی کردند: آبوهواشناسی، هیدرولوژیکی (آبشناسی)، زراعتی و اقتصادی-اجتماعی. سه دستهٔ اول به بررسی روشهای اندازهگیری و سنجش دورهٔ کمآبی به عنوان یک پدیدهٔ فیزیکی میپردازند. دستهٔ چهارم، اما، دورهٔ کمآبی را از منظر عرضه و تقاضا بررسی میکند؛ اثرات کمبود آب را در نظامهای اقتصادی-اجتماعی، ردگیری میکند.
برای جلوگیری از خشکسالی و مصرف بهینه اب میتوان با تهیه کنتور اب علاوه بر جلوگیری از هدر رفت آب میتوان مصرف آب خود را اندازه گیری کرد.